الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
608
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
3926 - زوالش 3927 - از من دور شو 3928 - زمامم را به تو نخواهم سپرد 3929 - خوشحال مىشود 3930 - خورش 3931 - وامىگذارم 3932 - چشمم 3933 - فرو رفت 3934 - آب جاريش 3935 - گوسفندى كه در بيابان مىچرد 3936 - رعى مرتع 3937 - گوسفندى كه در آغل است 3938 - استراحت مىكنند 3939 - مىخوابد 3940 - چشمش روشن باد 3941 - رها - بدون چوپان 3942 - سختى 3943 - غمض خواب 3944 - چرت 3945 - فرش او زمين است 3946 - دستها را متكا كرده 3947 - دور شو 3948 - جمع « مضجع » خوابگاه 3949 - همهمه كرد 3950 - پراكنده شد و از بين رفت 3951 - جمع قرص نان 3952 - از او كمك مىگيرم 3953 - درهم مىشكنم 3954 - تكبر 3955 - گناهكار 3956 - زبان كوچك - در اينجا كنايه از كرانهها است 3957 - مرز 3958 - وحشتناك 3959 - كمى 3960 - مساوات كن 3961 - حيف تبعيض و ظلم 3962 - شما را طلب كند 3963 - دور شد 3964 - آنها را گاهى سير و گاهى گرسنه نگذاريد 3965 آنها را در ارث شريك مىكند 3966 - به شما مهلت داده نمىشود 3967 - بخشش به يكديگر